حضرت علامه حسن زاده آملی در این باره می فرمایند: « أعظمیت اسماء را مرتبت دیگر نیز هست که اختصاص به تعریف دارد اسمی که در تعریف حق سبحانه اتم از دیگری باشد أعظم از آنست این راجع به همان سرّ و حصه است که اسم أعظم اختصاص به انسان کامل می یابد ( در حدیثی پیامبر فرمودند:) « من رآنی فقد رأی الله » پس وجود خاتم أ عظم أسماء الله است و نیز دیگر کلمات تامّه واسمای حسنی الهی ( در حدیثی امام معصوم نقل شده است که فرمودند ): « نحن والله الاسماء الحسنی التی لایقبل الله من العباد عملا ً إلا ّ بمعرفتنا » پس انسان کامل اسم اعظم است .
اسم أعظم خاتم نصیب کسی نمیشود آری بدان قدر که به حضرتش تقرب جستی به اسم أعظم حق نزدیک شدی و قرآن که صورت کتبی اوست اسم أعظم است .
و در حدیثی از پیامبر اکرم از اسم أعظم سوال شد حضرت فرمودند : « هر اسمی از اسماء الله أعظم است پس تو قلبت را از هر چه غیر اوست خالی کن ودر این حال او را با هر اسمی از اسماء که خواستی بخوان و در حقیقت نیست برای خداوند اسم خاصّی بلکه او خداوند واحد وقهار است ». مآثر آثار ج 1 ص 53
حضرت آیة اله صمدی آملی : « تو خودت اسم أعظم الهی هستی و قدر خودت را بشناس سر سری نگیر اگرچه بر انگشتری اسم اعظم کتبی را حک میکنند و تو به انگشت میگذاری ولی باید بدانی که :
گر انگشت سلیمانی نباشد چه خاصیت دهد نقش نگینی
خودش که اسم أعظم است را حفظ نمی کند به فکر انگشتر بدست گرفتن است ولی عمده آنست که خودش اسم أعظم گردد و توجه به ارتباط وجودیش به دریای بیکران وجود باشد و خویش را در حدود و نقایص کثرات غرق نکند و جدول وجودیش را لایروبی نماید تا به اسم أعظم جانش دست یابد.... به هر مقداری که از غیر مأیوس شد و بدان جدول و سرّش متوجه شد به همان اندازه از اتصال به حق بهره میبرد و با ناامیدی از غیر است که میتوان به إسم أعظم رسید یعنی به کانال ارتباطی و فقر نوری خویش رسید و با آن حقیقت عالم را یافت.» شرح دفتر دل ج2 ص51