دلایل رد شبه سوفسطی ها
49. هر جا پای دعواهای علمی پیش بیاید علم پنهان می شود مگر اینکه جدال احسن باشد که البته راهش این است که اصول و کلیات اصل شود و جزئیات را هم هر کسی در یابد. و امام فخر رازی نوعا ً بحث دعواهای علمی و مناظره و جدل را در سر می پروراند.گویند یک روزی امام فخر رازی در سر کلاس مطلبی را که 30 سال به آن اعتقاد داشته را متوجه می شود که اشتباه بوده است و سر کلاس پیش شاگردان گریه می کند . که نکند دیگر اعتقادات من هم اشتباه باشد که خبر به محیی الدین می رسد و ایشان نامه می نویسد به امام فخر رازی و بعد از آن رفت سراغ عرفان و در آخر عمر هم مسائل سنگینی مطرح فرمودند.
50.حضرت آقا در درس 134 این جمله پروتاگوراس را که فرمود معیار همه چیز انسان است یعنی الانسان یکیل کل شیء را شرح می دهد و جناب مولوی هم در شأن امام امیر المومنین فرمودند که
تو ترازوی احد خو بوده ای بل زبانه حق ترازو بوده ای
51. برخی از حکما گویند که انسان باید اول به همه چیز شک داشته باشد بعد در مقام تحقیق به این برسد که این واقعیت دارد یا نه که این حرف بهانه ای شد به دست سوفسطائیها .
پاسخ به روش شک سوفسطیان
ارسطو: اینطور نیست که انسان در همه چیز شک کند چونکه برخی قضایا بدیهی هستند مانند مشاهدات و محسوسات .
استاد: شما که در همه چیز شک دارید و می گویید که هیچ چیز واقعیت ندارد. خود این یک اصل اعتقادی است آیا همین جمله را قبول دارید که واقعیت دارد یا نه؟ اگر گویند که این حرف ما نه حق است نه باطل یعنی نه واقعیت دارد نه ندارد. این می شود ارتفاع نقیضین و محال استو اگر گویند که هم حق است هم باطل می شود اجتماع نقیضین ومحال است . و اگر گفتند که حرف ما درست و حق است پس حداقل به یک حقیقت اعتراف کردند پس حرف خودشان رد می شود که به این می گویند قانون خودکش.و اگر گویند که این حرف ما حق نیست پس حرفشان از اساس باطل می شود.
ابن سینا: سئوال می کنیم از سوفسطی که آیا اینکه واقعیت را انکار می کنید به حق بودن حرف خودتان علم دارید یا به باطل بودن آن علم داید یا درآن شک دارید.
اگر گفتند علم داریم که حق است یا علم داریم که باطل است پس به حقیقتی اعتراف کرده اندو اگر گویند که شک داریم به آنها گفته می شود که آیا به شک خودتان علم دارید یا به آن هم شک دارید اگر گفتند که شک داریم باز گوییم که به شک خود علم دارید یا نه و همینطور تا بی نهایت اگر شک انها ادمه داشته باشد که این می شود تسلسل و محال است.و اگر گفتند که ما نمی فهمیم ونمی فهمیم که نمی فهمیم و در وجود و عدم خود شک داریم و در شک خودمان هم شک داریم و همه چیز را منکریم حتی این انکارمان را هم منکریم در این صورت احتجاج از ایشان ساقط است و ایشان را باید تکلیف به دخول آتش کنیم چرا که آتش و غیر آتش برای آنها یکی است.
52. وقتی شما به دنبال تحصیل علم می روید سه چیز برای شما حل شده است 1. وجود شما ( یعنی عالم ) 2.ادراک وفهم شما ( یعنی علم ) 3. وجود غیر شما ( یعنی معلوم )و اگر اینها حل شده نباشد کسی به دنبال تحصل معارف نمی رود.
به جانم قسم هر کسی فهم این کتاب ها (شرح اشارات ، شفا ، تمهیدالقواعد ، مصباح الانس ، شرح فصوص ، اسفار ، وفتوحات) روزی اش نشود ، به فهم خطاب محمدی نمی رسد.