نبوت تشریعی و نبوت انبائى در منظر علامه
حضرت علامه در مورد نبوت انبایی و تشریعی می فرمایند: بايد بين دو نبوت تشريعى و انبايى تفاوت و تميز قائل شد، زيرا نبوت تشريعى به رسول خاتم محمد صلّى اللّه عليه و آله خاتمه يافت پس حلال آن حضرت تا روز قيامت حلال است و حرام وى تا روز قيامت حرام است.
امّا نبوت انبايى كه به نبوت عامه و نبوت تعريفى و نبوت مقامى نيز موسوم است هميشه تا ابد مستمر است و از اين سفره ابدى همه نفوس مستعد بهرهمند مىشوند تا از وحى انبايى بشنوند. بفهم.
آيا مطالب خطبه قاصعه را نمىبينى در آن جا كه حضرت وصى امير المؤمنين امام على عليه السّلام فرمود: «نور وحى و رسالت را مىبينم و بوى نبوت را مىشنوم».
و پيامبر به حضرت وصى فرمود: «تو مىشنوى آن چه را كه مىشنوم و مىبينى آن چه را كه مىبينم جز آن كه تو پيامبر نيستى و ليكن تو وزيرى و تو بر خير هستى».
و آيا گفتار امام ما صادق آل محمد صلوات اللّه عليهم را نمىبينى كه فرمود: «كمترين شناخت امام اينكه وى جز در درجه پيامبر، عدل پيامبر و وارث وى مىباشد و طاعت امام طاعت خدا و رسولش مىباشد».
بلكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «دانشمندان امت من همانند انبياى بنى اسرائيلند». و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود «برخى از بندگان خدا انبياء نيستند و شهداء نمىباشند ولى پيامبران و شهداء در روز قيامت به خاطر مكانت و منزلت آنها در نزد خداى غبطه مىخورند».
و مثل آن، اين حديث است كه: «خداى تعالى بندگانى دارد كه از انبياء نيستند. ولى پيامبران به مقامات و نزديكى آنها به خداى تعالى غبطه مىخورند».
و در مروج الذهب مسعودى آمده است: امام مجتبى عليه السّلام فرمود: «به خدا قسم امشب مردى- يعنى حضرت وصى، امام امير المؤمنين على عليه السّلام در بين شما قبض روح گرديد كه پيشينيان از او پيشى نگرفتند جز در فضل نبوت و آيندگان به او نخواهند رسيد».
بلكه كهف قرآن كريم قصه بندهاى از بندگان حق سبحان را با موسى كليم اللّه كه از رسولان اولو العزم عليهم السّلام است بر ما مىخواند: «در آن جا بندهاى از بندگان خاص ما را يافتند كه او را رحمت و لطف خاصّى عطا كرديم و هم از نزد خود وى را علم لدنى و اسرار الهى آموختيم،
موسى به آن شخص دانا گفت: آيا اگر من تبعيت و خدمت تو كنم از علم لدّنى خود، مرا خواهى آموخت؟ پاسخ داد كه تو نمىتوانى با من صبر پيشه كنى و چگونه صبر توانى كرد بر چيزى كه اصلا از علم آن آگهى نيافتهاى ...». پس بايد بين پيامبران تشريع و پيامبران علم و سلوك يعنى بين نبوت تشريعى و بين نبوت انبايى مقامى فرق گذاشت. (1)
پس انسانى كه نبىّ تشريعى نيست مىتواند آنچه را كه نبىّ تشريعى مىشنود بشنود، و آنچه را كه مىبيند ببيند، پس از تو حركت از خدا بركت. و بما فرمودهاند: «تعالوا» يعنى بسوى ما بالا بياييد، و اگر ما قابل براى چنان تعالى و ترقّي نبوديم ما را چنين دعوت نمىفرمودند فافهم و اقرأ وارق.
در باب اوّل كتاب ما به نام «انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه» به تفصيل در اين موضوع خطير و عظيم بحث نمودهايم، خواننده گرامى را بدان كتاب قيّم و قويم ارجاع مىدهيم.(2)
ولايت در محبان مكتسب است و در محبوبان غير مكتسب.
نبوت انبائى لازم ولايت نخستين است، و تشريعى لازم دومين.
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ*. (3)
(1)ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، ص: 678
.(2) هزار و يك كلمه ؛كلمه 521
(3) هزار و يك نكته ؛ نكته 271
به جانم قسم هر کسی فهم این کتاب ها (شرح اشارات ، شفا ، تمهیدالقواعد ، مصباح الانس ، شرح فصوص ، اسفار ، وفتوحات) روزی اش نشود ، به فهم خطاب محمدی نمی رسد.