حضرت امام صادق در توحید مفضل ارسطو را نام میبرد و میستاید . و او را به بزرگی یاد نموده است که: « وی مردم زمانش را از وحدت صنع به وحدت صانع مدبر حکیم ؛ دلالت ورهبری کرده است » و ارسطو باید چقدر مبتهج ومفتخر باشد که که دهن ولی الله اعظم وی را به فضیلت و بزرگی یاد کرده است .

و در محبوب القلوب دیلمی نقل شده است که  همانا عمرو عاص از اسکندریه آمد و رسول خدا از او از آنچه دیده است سوال کرد که عمرو عاص جواب داد : «دیدم مردم را که دور هم حلقه میزنند و مردی را ذکر میکنند که نامش را  ارسطاطالیس میگفتند که لعنت خدا بر او باد( که در این حال پیامبر اکرم بر او فریاد بر آورد) که ساکت شو ای عمرو که همانا ارسطاطالیس از انبیاء است ولی مردم زمان  وی نسبت به او جاهل بودند.

روایت دیگری است که سید طاهر رضی الدین علی  بن طاوس در کتاب « فرج المهموم فی معرفة الحلال والحرام من علم النجوم » قولی را نقل کرده است در اینکه ابرخس و بطلمیوس نیز از انبیایند وهمچنین بسیاری از حکما هم از انبیاء بودند و چون دارای اسمهای یونانی بودند بر مردم امرشان مشتبه شد وچون اسمهایشان با اسامی برخی که نسبت  فساد اعتقادی بدانها داده شده  موافق بود حالشان برای مردم مشتبه شد و گمان کردند که صاحبان این اسامی همه شان در اعتقاد فاسد ؛ اجتماع دارند .

مآثر آثار موثر ۱۷۰ ص ۲۴۴