15.وقتی گفتی وجود است که مشهود ماست در واقع سفر از حق به خلق است و اگر وجود را تنزل بدهیم بگوییم وجود اسمان وزمین در واقع سفر در خلق است و وقتی که می خواهیم ببینیم کدامیک از موجودات اشرفند ما در واقع اینها را با متن وجود بررسی کردیم یعنی با حق . وقتی که لحظهء اول بینشمان حقّانی شد . واولین بینشمان هم حق شد و اولین سفرمان را هم از حق آغاز کردیم پس از این به بعد هر چه سفر کنیم سفرمان حقّانی است و سفر باطل نخواهیم داشت و باطل می شود عدم.

16. اینکه عرفا هر چه می بینند حق می بینند به خاطر این است که باطل را در واقع عدم می دانند

17.مفهوم عدم هم به طفیل وجود در ذهن می باشد و تازه وقتی هم که تصور عدم می کنید باز تصور وجودی است نه عدم محض

18.در دروس معرفت نفس سفر ما در ابتدا سیر نزولی دارد ( چونکه از حق به خلق سفر کردیم) در حالیکه سفر را در اصطلاح مربوط به قوس صعود می دانند

19.ما باید از حق خبر داشته باشیم و بعد از حق تنزل کنیم و بعد دوباره به سوی حق برگردیم که این می شود إنّا لله وإنّا إلیه راجعون.