ما نیرویی دارییم که در می یابد
به دوستان توصیه می شود برای درک بهتر مطالب نکات را به ترتیب از شماره ۱مطالعه کنند
36.آیا انسان مرده که تمام اعضاء وجوارح ظاهر وباطن او صحیح وکامل است دارای آن چیز هست یعنی آیا انسان مرده هم ممیز هست ؟ می بینیم که خیر و اگر آن چیز هیچ یک از اعضاء و جوارح نیست پس به مردن انسان چه شده است ؟ آیا معدوم شده است یا باز موجود است؟و اگر باز موجود است به کجا رفته است و به مردن چه شده است ؟
37. و باز سوال پیش می آید که من کیستم که دارای آن چیز هستم ؟آیا من غیر از آن چیز هستم یا عین آنم؟ و اینکه می گویم من تمییز داده ام ومن سنجیده ام آیا گوینده این مطلب یعنی این حاکم و ممیز و مقایس غیر از آن من است یا همان من است؟ و اگر گوییم عن من نیست و جز من است چگونه کاری را که دیگری کرده است را به خود نسبت می دهم که من کرده ام ؟ آیا نباید در یک یک پرسشها بحث کرد ؟آیا نباید اهل حساب بود ؟آیا نباید بدانیم که کیستیم ؟ چگونه حکم می فرمایید؟
38. در این درس تنها مطلب بی دغدغه ای که بدان اعتراف داریم این است که هر یک از ما دارای چیزی هست که بدان چیز تمیییز می دهد و مقایسه می کند و حکم می نماید و نتیجه می گیرد آن چیز را باید به نامی بخوانیم به هر اسمی بخوانی مختاری خواه قوه عاقله یا نفس ناطقه یا روح یا جان یا روان یا خرد یا من یا ... در نام گذاری دعوا نداریم. ( اصل سوم : نیرویی داریم که در می یابد وتمییز می دهد.).
39.این قوه را از آن جهت که تمییز می دهد گویند ممیّزه و از آن جهت که کلیات را درک می کند گویند عاقله و از آن جهت که به ماوراء وابسته است گوییند روح که قرآن هم فرمود نفخت فیه من روحی و از آن جهت که به وسیله بدن با دیگر چیزها ارتباط دارد گوییم نفس و از آن جهت که ما وقتی اشیاء را نگاه می کنیم با این قوه آنها را عکس برداری می کنیم و در خود ضبط می کنیم گوییم متخیّله و از آن جهت که مفاهیم جزئی را درک می کند گوییم واهمه و از آن جهت که آن قوه با چشم می بیند گوییم بصیر و از آن جهت که با گوش می شنود گوییم سمیع و....
40.این تصدیق را که وجود است که مشهود ماست را جماد ونبات وحیوان هم دارد. چرا که آنها از اول در علم شهودی هستند و چون وچرا هم ندارند و آنها این تحقیق و بررسی در آثار را ندارند.و اما انسان مجبور است که قوس نزول را طی کندو با اینکه انسان در قوس صعود از همه بالاتر است در قوس نزول از همه پایینتر است که نطفه پست ترین موجود است و در قوس صعود باید برود بالا..
41. شهود جماد ونبات وحیوان به اختلاف مراتب با هم مختلف است و شهود انسانها هم به عدد انسانها مراتب دارد و آخرین شهود انسان قرآن است.
به جانم قسم هر کسی فهم این کتاب ها (شرح اشارات ، شفا ، تمهیدالقواعد ، مصباح الانس ، شرح فصوص ، اسفار ، وفتوحات) روزی اش نشود ، به فهم خطاب محمدی نمی رسد.