عالم ذر چنان كه از روايات آن با تأييد و تسديد روايات ديگر، و اصول براهين عقليه مستفاد است، عبارت از فرقان كثرت از متن قرآن وحدت در قلب ليلة القدر است فافهم.

بيانش اين است كه عارف كامل در هر مرتبه از عالم، هم قبل آن را مى‏خواند، و هم بعد آن را مى‏داند؛ اما قبل را براى اين كه قرآن است يعنى جمع و متن ما بعدش است، و اما بعد را براى اين كه فرقان است؛ يعنى شرح و تفصيل ما قبلش است؛ و قلب چنان عارف ربانى مصداق‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ است، و كثرت آحاد بنى آدم را مثلا در مقام تمثّل، همانند ذر مى‏بيند فتدبر.

در منتهى الأرب فى لغة العرب گويد:

ذرّ بالفتح: مورچه، ذرّة يكى. و صد مورچه به وزن يك دانه جو است. و قيل:

«ليس لهاوزن». و يحكى «أنّ رجلا وضع خبزا حتى علاه الذرّ و ستره ثم وزنه فلم يجد شيئا».

حضرت آدم صفى (صلوات اللّه عليه) در يك القاء سبوحى و مشاهدات روحى، ذرّيت خود را به صورت انبوه ذر مشاهده كرده است، و مشابه آن براى نفوس مستعده ديگر بخصوص صاحب عصمت نيز روى مى‏آورد.

از اين واقعه شهودى تعبير به عالم شده است كه عالم ذرّ گويند. و عالم را در محاورات اطلاقات بسيار وسيع است، مثلا گويند: عالم عقل، عالم علم، عالم خيال، عالم طبيعت، عالم خواب، عالم بيدارى، عالم حيوانات، عالم انس، عالم جن، عالم جوانى، عالم پيرى، عالم دوستى، و و و و هزاران و.

هزار و يك كلمه    ج‏5    334