علم وعمل از نظر علامه
نيز بايد دانست كه علم انسان مشخص روح است و عملش مشخص بدن او در نشأه أخروى پس هر كه به صورت علم و عمل در نشأه أخروى بر انگيخته مىشود چنانچه در اخبار و آثار وارد است بسبب خصوصيت خود كه او آنست هر جا كه باشد. و سر آن آنست كه به موجب كريمه وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً هر چيزى در وجود خود اطوار دارد و هر طورى حكمى و صورتى دارد، مثلا انگور را چون در خم كنى در اول حال جوش مىزند و تلخ مىشود و مسكر و در اين حال حكمش حرمت است و نجس است و در آخر حال ترش مىشود و اسكارش و تلخيش زايل مىگردد و در اينجا حكمش حليت است و طهارت.»
به بيان واضحتر گوييم: علم و عمل عرض نيستند بلكه دو گوهر انسان سازند چنانكه در علم ادب هر دو از يك باب و از يك مادهاند.
نفس انسانى به پذيرفتن علم و عمل توسع و اشتداد وجودى مىيابد و گوهرى نورانى مىگردد، هر نيكبختى كه بهره او از آنها بيشتر است بر حسب وجود انسانتر است و وزن انسانى او فزونتر است. علم سازنده و مشخص روح انسانى، و عمل سازنده و مشخص بدن انسانى در نشئات أخروى است
آغاز و انجام (به ضميمه تعليقات) متن 86 مدخل ..... ص : 82
به جانم قسم هر کسی فهم این کتاب ها (شرح اشارات ، شفا ، تمهیدالقواعد ، مصباح الانس ، شرح فصوص ، اسفار ، وفتوحات) روزی اش نشود ، به فهم خطاب محمدی نمی رسد.