همه چیز اوست

 

نکات مهم شرح درس اول  از دروس معرفت نفس  بدست توانای حضرت آیة الله صمدی آملی جلسه نهم

1.درمقدمه کتاب حضرت آقا با هو شروع کردند ودرس اول را با وجود شروع نمودند بعد در انتها هم که معلوم می شودهر چه هست اوست یعنی  او وجود است. پس وقتی که می گوییم وجود است که مشهود ماست و من هرچه می بینم وجود می بینم  یعنی او می بینم ما جز وجود را نمی یابیم یعنی جز او را نمی یابیم من وجودم یعنی من او هستم و غیر از من همه وجودند یعنی همه او هستند.

2.همین هو (که در مقدمه آمده)  در درس اول شده وجود ودر قرآن شده حق ودر درس ششم می شود حقیقت . که کمیل به حضرت امیر فرمودند ما الحقیقة ( یعنی حقیقت چیست ) وحضرت امیر (ع) فرمودند که ما لک والحقیقة ( یعنی تو را با حقیقت چکار.)

معرفی کتاب دروس معرفت نفس علامه  حسن زاده آملی

معرفت نفس دربردارنده 150 درس یا گفتار در شناخت گوهر آدمی است آغاز سخن از وجود وموجود است وواقعیت داشتن یا نداشتن مشهودات خارجی سپس درغایت داشتن یا نداشتن هستی و حرکت جوهری و تکاملی ذاتی آن سخن می رود وسپس درخیر و شر در هستی مفارق بودن نفس وقوا ونشئات آن حدوث جسمانی نفس وبقای روحانی آن وکیفیت سیر آدمی درمراتب ومدارج روحانی علم ودعا ،آن در آدمی ونحوه تدبیر نفس بدن را واحوال نفس در حیات پس از مرگ این مسائل همه بر نکات فخیمی درباب الهی و ریاضی وطبیعی مشتمل است ودر مطاوی آنها از سخنان اولیا الله واربات حکمت وادب بهره گرفته شده است در دفتر سوم گفتاری مستوفا د رقیاس برهانی مندرج شده که بسیاری از دقایق منطقی مستلزم بحث در آن آمده است گزافه نیست اگر گفته شود این دوره درس ها شامل امهات مسائل حکمت اسلامی درباره انسان است .

لازم به ذکر است که این کتاب گرانقدر را شاگرد برتر ایشان آیة الله صمدی آملی در ۶۵۰ جلسه شرح داده اند. که همه آنها ضبط شده است و موجود است.

آغازی دوباره

با عرض پوزش از دو ستان عزیزم از اینکه مدت طولانی نتوانستم پست جدیدی بگذارم  اگر واقعش را بخواهی در این مدت بسیار با خود درگیر بودم و مسایل پیچیده اعتقادی مرا احاطه کرده بودند که به امید حق تعالی و توجهات حضرت ولی عصر و صد در صد توجه حضرت آقا روحی فدا رهایی یافتم و ان شاء الله از امروز نکاتی را از شرح دروس معرفت نفس  حضرت آیة الله صمدی آملی برایتان می نویسم.

مدتی این مثنوی تاخیر شد          مهلتی بایست تا خون شیر شد

تا نزاید بخت تو فرزند نو                خون نگرددشیر شیرین خوش شنو

یامقلب القلوب والابصار ...

سال نو بر همه دوستداران علامه مبارک باد .

معیار انسانیت و عالم ذر

حضرت آیة الله صمدی آملی : « معیار اول اینکه بدانیم صالح شدیم یا نه  وقوه خیال ومتخیله سالمند یا نه؟ رویای صالحه است که پله اول انسانیت است ( رویای صالحه به خوابی گفته می شود که در آینده دور یا نزدیک به وقوع بپیوندد ویا یک حقیقتی را برای انسان مکشوف سازد).

معیار دوم انسانیت این است که ببیند در آن موقع که خلوت کرده وپیش او کسی نیست حالش چگونه است ( آیا متوجه به امور معنوی وخداوند عالم است یا متوجه به امور شیطانی ودنیوی است آیا در ذکر ومناجات است یا در گناه ونجاسات .)

یکی از معیارهای شناخت خود خلوت وسکوت است حضرت آدم وقتی در خلوت تام نشست وسکوت کرد صُور مثالیه تمامی فرزندان خود رادر صُقع ذذات خودش  به شکل مورچه دید. واین می شود عالم ذر آدم. وهرکسی عام ذری دارد وعالم ذر او در سکوت وخلوت او جلوه میکند.»

جلسه ششم وهفتم جلسات رویا ومنامات

.

منشأ سوءظن

حضرت آیة الله صمدی آملی در این باره می فرمایند

«قوای مورد نیاز در خواب : قوه خیال ، قوه متخیله ، قوه حافظه ، قوه عاقله این قوا از شئونات نفس هستند که خواب وبیداری ندارند.

قوه خیال قوه ای است که تمام مدرکات حواس پنجگانه را که به حس مشترک می رود را صورتگری می کند و در خود حفظ می کند ودر مخزن آن می ماند

قوه حافظه نوعی مخزن است که تمام معانی ومفاهیم را در خود حفظ می کند مانند مفهوم آب ،خاک،برادری ، خواهری وهزاران مفهوم دیگر

قوه متخیله که او را قوه متصرفه هم می گویندبه گونه است که اگر عقل در این قوه تصرف کند  یعنی معانا وصورتها را به وسیله این قوه ترکیب کندآن را قوه متفکّره واگر قوه وهم در او تصرف کند  یعنی وهم معناها وصورتها را به وسیله این قوه ترکیب کند آن را قوه متخیله گویند امام صادق فرمودند که کار دیگران را به هفتاد وجه مثبت وخوب توجیه کنید.

تمامی سوء ظن هاوبد بینی ها کار قوه واهمه است که معانی بد ومنفی را گرفته وبا صورت وشکلی که در قوه خیال هست ترکیب میکند ونتیجه منفی میگیرد.مثلا ًاگر کسی جواب سلام را ندهد معنی بی محلی وغرور را گرفته وبا صورت سلام ندادن وشکل راه رفتن شخص ترکیب میکند ونتیجه می گیرد که شخص مغرور است مشکل تمامی خوابها زیر سر قوه واهمه است که همه اینها باید تطهیر شوند.»

جلسه هفتم شرح رویا ومنامات

نماز جماعت بهتر است یا فرادی؟

حضرت آیة الله صمدی آملی شاگرد برتر وشارح بی نظیر آثار حضرت علامه حسن زاده آملی: «  شما وقتی که به فقه مراجعه می کنید می بینید که فقه می گوید نماز جماعت ثوابش از فرادی بیشتر است منظورتان از این ثواب چیه؟ چی می خواهید جمع بکنید اگه منظورتان از این ثواب این است که وقتی نماز خواندید اثر وجودی نماز بر جانتان متمثل بشه که واقعاً ببینید این نماز در من اثر کرده . مثل اینکه یک وقتی در مسافرتی راننده ای ما را سوار کرد توی راه صحبت نماز پیش آورد گفت که « من یک وقت داشتم می رفتم ساعت 11شب به این فکر افتادم امشب یک نمازی بخوانم ماشین را متوقف کردم وبا آبی که داشتم وضو گرفتم آقا اون شب که من نماز خواندم دیدم که اشک مرا راهم نمیده هر چی می خوام خودم را کنترل کنم نمیتونم آنقدر نماز من طولانی شد اصلا ً دوست نداشتم سر از سجده بردارم دوست نداشتم سر از رکوع بردارم می خواستم از این نماز واز این بیابان جدا بشم دلم نمی آمد وازآن نماز بهره ها بردم وچه لذت ها بردم .» حالا به یکی بگو شما که 70 سال نماز خواندی همچین نمازی برات پیش آمده  اون حال چی بود اون شب چی بود که من ده ها بار نماز جماعت می رم هیچ لذتی دست نمیده نماز جماعتی که یک رکعتش آنقدر ثواب داره که افراد نمازگزار اگر از ده نفر بیشتر گردند اگر تمام فرشته ها جمع شوند تمام درخت ها قلم بشوند وتمام در یاها مرکب بشوند نمی توانند ثوابش را بنویسند بعد به من بگویند که آقا شما که این همه ثواب جمع کردی در این جماعتها چیزی از تو عوض شده یا نه بگم نه پس این ثواب در جان من که أثر نکرد که مراد از این ثواب چیه یعنی این ثوابها رو تو کیسه ریخته اند که بعد من بار کنم ببرم این که بیرون از من که  هر چیزی که بیرون از انسانه مال انسان نیست. جماعت از کلمه جمع است جمع توش تجمّع است در تجمّع توحّد است وحدت است این چه نماز جماعتی است که اگه یکی چشم برزخیش باز بشه چه ها که نمی بینه . همه رویمان به یک طرفه وجسم مون هم به طرف قبله است اما یکی حواسش اونجاست اون یکی حواسش جای دیگه است اون توی کشاورزی ست اون یکی توی مغازش آن یکی توی ماشینشه و...اگه این جماعته پس چرا این با اون قهره و...این نماز جماعتی که ما شرکت کردیم کجاش جماعته اینجا که همه دلها پراکنده است و این جانها که از یکدیگر دور است . البته جماعت ظاهری پلی است برای جماعت باطنی غرضم این است اگر کسی یک همچین جماعتی پیدا کرد( جماعت باطنی ) حضور پیدا کنه اما اگر همچین جماعتی پیدا نکرد نمی گویم حضور پیدا نکنید که خدای نکرده بر خلاف مسائل فقهی باشداما به سرّ فقه رسیدن کار آسانی نیست باید ببینیم این رساله معنایش چیست به اون معنا رسیدن وبه اون حقیقت راه یافتن کار مشکلی است.  »

جلسه اول از جلسات شرح ادب مع الله

حضرت سید الشهداء

 

 حضرت علامه حسن زاده آملی : « معاد بحار الانوار را نگاه بفرمایید چه فرمایشات عجیبی از زبان ائمه اطهار در ان جا آورده است مثلا ً جناب سید الشهداء برای بهشتیان ظهور می کند و آنها را شاد وخرم می نماید و این شادمانی بر اثر تشریف فرمایی وتجلَی آن جناب است .  اینها به زبان نمی آید که چگونه به تشریف فرمایی یک انسان الهی وملکوتی سرور وابتهاج وقرب ومعانی ومعارف وحقایق به بهشتی ها دست می دهد . بهشت هم مراتب دارد و این طور نیست که جناب سید الشهداء برای هر بهشتی تجلَی کند بلکه قابلیت واستعداد می خواهد  الدنیا مزرعة الاخرة اگر انسان در این دنیا حسینی بود ، آن جا چنین توفیقی خواهد داشت وسید الشهداء بر او تجلَی خواهد کرد.»

شرح اشارات وتنبیهات نمط نهم ( مقامات العارفین ) ص 226

 

تازیانه سلوک

حضرت علامه حسن زاده آملی می فرمایند : « آقای عزیز انسان آن است که با عالم قدس انس دارد و گرنه چون بهائم به چرا آمده است . این قدر بدان که در این نشأه هرچه بمانی نسبت به سرای ابدی آنی است بلکه کمتر از آن است .برادرم اگر درد داری یکی از نامهای شریف خداوند طبیب است به قول خواجه حافظ

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد       ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست

برادم به فکر خود باش واز خویشتن غافل مباش .همواره کشیش نفس بکش .مرد فکر باش که فکر لبَ عبادت است مناجات وراز ونیاز با دوست را قطع مکن وخلوت را از دست مده .به حقیقت بگو الهی آمدم تا کامروا گردی .سخن وخوراک وخواب باید به قدر ضرورت باشد با عهد الله که قرآن مجید است هر روز تجدید کن .صمیمانه دست توسل به پیغمبر وآلش در زن که آن خوبان خدا وسایط فیض حق اند اللهم صل علی محمد وآل محمد. سوره اخلاص را با اخلاص بر زبان داشته باش .با خلق خدا مهربان باش از سخنان ناهنجار گرچه به مزاح با شد بر حذر باش خلاف مگو اگرچه به مطایبت( از روی شوخی ) باشد از قسم خوردن اگرچه به راست احتراز کن چه ایستاده ای دست افتاده گیر تا می توانی نماز را در اول وقت بجا آور .تجارتت را مغتنم بشمار که انسان بی کار از دنیا وآخرت هر دو می ماند . داد وستد مانع بندگی نیست .در مطلق امور میانه رو باش .

گرچه منزل بس خطرناک است ومقصد نا پدید                   هیچ راهی نیست کانرا نیست پایان غم مخور

تازیانه سلوک ( بر گرفته از نامه ها وبرنامه های حضرت استاد ) ص 31

من کیستم؟

حضرت علامه حسن زاده آملی می فرمایند : « آنکه در وادی من کیستم قدم ننهاده است ، خروالی به خردلی » .  من عرف نفسه عرف الاشیاء کلها  . وبل معرفة النفس معرفة الرب عند الراسخین فی الحکمة المتعالیه ( یعنی  در نزد راسخین در حکمت متعالیه معرفت نفس عین معرفت رب می باشد

حضرت آیة الله صمدی آملی در این باره می فرمایند : « همه سعادتها بر اساس شناخت خودمان است .هر جقدر خودمان را شناختیم ، به همان اندازه سعید وخوشبختیم و هر چه قدر به حقیقت خودمان جهل داشتیم و غافل بودیم ، به همان اندازه شقی وناکام هستیم .ببین با خودت هستی یا نه ؟ ببین که هستی وچه می کنی ؟ هیچ به دیگران کاری نداشته باش . اگر هم در مقام امر ونهی قرار گرفته ای اول خودت را امر ونهی کن . حضرت امیر المومنین فرموده اند : معرفة النفس انفع المعارف یعنی در میان تمام علوم علمی پرمنفعت تر از معرفت نفس نیست .زیرا هر کس خود را بشناسد تمام فلسفه وتمام عرفان وخلاصه تمام قر آن برای او حل میشود . خداوند در قرآن می گوید : علم آدم الاسماء کلها  . مراد از الاسماء در آیه شریفه کل موجودات هستی است . یعنی خداوند تبارک وتعالی ، کل حقایق نظام هستی را در نفس انسان تعبیه کرده ، همه در او وجود دارند. شرح دروس معرفت نفس ص 35

مواظب بدن مثالی خود باشید

حضرت علامه حسن زاده آملی در این باره می فرمایند:  « ازاصول مسلمه ...نتیجه گرفته می شود که هیچ روح انسانی بدون برزخ نخواهد بود منتهی نفوس کاملتر علاوه بر حشر با عالم برزخ حشر با عالم بالاتر نیز دارند ...و حشر نفوس با عوالم به قدر معرفت آنهاست که در روایات « علی قدر منزلته » یا « علی قدر فضایلهم » و « علی قدر عمله » دارد.برازخ نفوس مطابق سوابق زندگانی آنها، یعنی مطابق با ذات خودشان است . به عبارت دیگر اینکه: آنچه از صور که در آنجا مشاهده می کند همان صور ملکات اوست که صفات رذیله به صورت مار وعقرب مجسم می شوند ( یعنی هر یک از صفات رذیله ای که در وجود انسان به صورت ملکه در آمده است شکلی و صورتی از موجودات عذاب آور  را می سازد) چه اینکه صفات حسنه و بهیه به صور ملتذ ظهور می کند ( یعنی به صورتهایی که انسان از آنها لذت میبرد ) که از آن به تجسم اعمال ویا تجسد اعمال ویا تمثل اعمال تعبیر می شود که جزاء نفس عمل است . آیه قرآن :« انما هی اعمالکم ترد الیکم » همانا اینها اعمال شماست که به شما بازگدانده میشود.( نمیگوید نتیجه اعمال شماست بلکه می گوید خود اعمال شماست) پس جهنم وبهشت باطن انسان است. پس انسان به ادراکات وافکار واقوال واعمالش سازنده خود است ومدرکات او عین هویت او و ملکاتش متن گوهر نفس ناطقه او می شوند.   آیه قرآن « قال یا نوح انّه لیس من اهلک انّه عمل غیر صالح»  گفت ای نوح همانا نیست فرزند تو از اهل تو همانا او عمل غیر صالح است. » ( طبق برخی از احادیث به عنوان مثال کسی که تکبر در وجود او رسوخ کرده وملکه شده بدن مثالی او به شکل مورچه میگرددو کسی که حیله گری در وجودش رسوخ کرده به شکل روباه میگردد وکسی که از مسخره کردن بسیار لذت میبرد و در جزء ملکات او شده است به شکل میمون در می آید و....) . مآثر آثار ج1  ص338

«‌ خلاصه اینکه هر فعلی از افعال انسان در مابعد الطبیعه صورتی دارد که پس از انتقال فاعل آن از این نشأه در متن ذات او بر او ظاهر می شود، وعلم انسان مشخّص روح اووعملش مشخّص بدن اخروی اوست.( یعنی انسان با علم وایمان خود میزان قدرت ومرتبه روح خودا میسازد وبا اعمال نیک وبد خود صورت وظاهر  بدن اخروی خود را  شکل می دهد.).»‌  مثل ومثال ص230

تمثلات والقائات سبّوحی

 

در شب جمعه یازدهم رجب 1388 ه.ق مطابق با دوازدهم مهر 1347 ه.ش بر اثر مراقبت وحضور ، التهاب واضطراب شدیدی داشتم ، وبا برنامه عملی جناب استاد علامه طباطبایی رضوان الله علیه روزگار می گذراندم تا قریب به یک ساعت به اذان صبح که به ذکر کلمه طیبه « لا اله الا الله » اشتغال داشتم ، دیدم سر تاسر حقیقت وهمه ذرات مملکت وجودم با من در ذکر شریف همراهند  وسرگرم به گفتن « لا اله الاالله اند» ، ناگهان به فضل الهی جذبه ای دست داد که بسیار ابتهاج به من روی آورد .مثل اینکه تند بادی سخت وزیدن گیرد آنچنان صدایی پی درپی بدون هیچ مکث وتراخی بر من احاطه کرد وسیری سریع پیش آمد که هزار بار از سرعت سیر جت سریع السیر در فضا فزونتر بود ، ورنگ عالم را بدان گونه که دیده ام از تعبیر آن ناتوانم و....إن الله سبحانه فتّاح القلوب ومناّح الغیوب.

از روی داد این حالت گفته ام:

از مردم دیو ودد بریدن چه خوش است           در گوشه خلوت آرمیدن چه خوش است

بی دیدن چشم وراه پی مودن پا                   سیر دو جهان کردن ودیدن چه خوش است

کتاب انسان در عرف عرفان (از تالیفات خود حضرت علامه حسن زاده ) ص۲۱

 

واقعه تشرف استاد به محضر امام هشتم

:حضرت علامه حسن زاده آملی در این باره فرمودند

 در اوایل سنین طلبگی برای شب اهمیت زیادی قائل بودم وبرای برپایی آن عزمی راسخ وهمتی بالا داشتم .در یکی ارز همان شبها در خواب دیدم .دو نفر آمدند و به9 من فر موندند : راه بیفت که می خواهیم تو رت به زیارت امام رضا مشرف کنیم .با آنها راه افتادم مرا به مسجدی بردند وبه من فرمودند اکنون برو وضویی بگیر و در کنار فلان قبر نمازی بخوان رفتم وضو گرفتم ودو رکعت نماز خواندم .به من فرمودند اکنون شما را به محضر آقایتان تشرف می دهیم شما می توانید از ایشان حاجتی را طلب کنید که هرچه باشد ایشان روا می کننند .در هان هنگام دست به آسمان بردم واز خداوند طلب علم کردم .سپس مرا به خدمت آقایم بردند به محض رسیدن عرض ادب کردم جلوتر رفتم وخود را به آقایم نزدیک کردم تا جایی که دیگر بین من وایشان فاصله ای نبود .آقا آب دهانشان را در لبها جمع کردند وبه من فرمودند : « بیا وبنوش » من هم دهان به دهان امام گذاشتم و هر چه بود گرفتم .آنچنان برای گرفتن ونوشیدن حرص وولع داشتم که نزدیک بود لبان اقا را از جا بکنم .پس از آن بود که امام رضا طی الارض را به من آموختند . در همان حال ، یاد آن روایت شریف افتادم که جناب امیر المومنین نیز در چنین حالی دهان به دهان مبارک حضرت خاتم صلی الله علیه وآله وسلم گذاشتند و از آب دهان ایشان نوشیدند، وهمانجا بود که هزار باب علم واز هر باب هزار باب علم دیگر برایشان گشوده شد. » شرح معرفت نفس ج 1 ص 45

صراط مستقیم یعنی راه خود شناسی

حضرت علامه حسن زاده آملی: معرفت نفس ، همان روان شناسی وخود شناسی است که اقرب طرق به ماورای طبیعت و صراط مشتقیم خدا شناسی است

حضرت آیة الله صمدی آملی: « آن گاه که به نماز می ایستیم و خداوند متعال را مخاطب خویش قرار می دهیم و میگوییم : اهدنا اصراط المستقیم . هدایت بر همین معرفت نفس را از او طلب می کنیم .آری هر شخصی صراط مستقیم خویش است واز طریق خود باید به اسرار وجودی عالم سفر کند.... انسان را چه می شود که به دنبال حیوانات وجمادات راه می افتد ، اما خودش را فراموش می کند ؟! سالیانی خود را به زحمت می اندازد و کار می کند تا مثلا ً ماشینی بخرد و از اینجا خود را با فلان سرعت به فلان نقطه زمین برساند ، اما ماشین نفس خود را رها می کند وتوجهی به آن ندارد ! در حالی که می توانست خود را تقویت کند وبا جان خویش در حقایق دار وجود سفرها کند که معراج نبی اکرم یکی از همین سفر های نفس ناطقه انسانی بوده است .» شرح معرفت نفس ج1 ص

37

ای نسخه نامه الهی که تویی                          وی آیینه جمال شاهی که تویی

بیرون زتو نیست هر آنچه در عالم هست            در خود بطلب هر انچه خواهی که تویی

نماز به طمع بهشت باطل

چونکه اندر هر دو عالم یار میباید مرا          با بهشت ودوزخ وبا حور وغلمانم چکار       

حضرت علی (ع) در این باره میفرمایند : « إلهی ما عبدتک خوفا ً من نارک ولا طمعاً إلی جنّتک بل وجدتک أهلا ً للعبادة فعبددتک »

حضرت علامه حسن زاده آملی میفرمایند : « انسان موحد اگر نمازش را به طمع بهشت بخواند ، نماز او باطل است  ....وعبادت آن لذت روحانی است که انسان در تعقلش ، بلکه در فوق مقام تعقل در شهودش می یابد . انسان کامل وآگاه چرا خودش را به لذلیذ ناپایدار محدود ومقید کند ؟ او چرا به دنبال لذت ابدی جاودانی  و غیر متناهی نباشد .»  هزار ویک کلمه ج3 ص280

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن                     که خواجه خود صفت بنده پروری داند

 

درهای بهشت و جهنم کجاست ؟

 

حضرت علامه حسن زاده آملی میفرمایند : « حواس پنجگا نه و خیال ووهم که مشاعر ادراک عالم ملک اند هر یک دری از درهای دوزخند اگر متابعت نفس کنند ، و دری از درهای بهشت اند اگر متابعت عقل کنند... و بهشتی را خداوند به بهشت نمیبرد بلکه او خود بهشت میشود ، همجنان که جهنمی را خداوند به جهنم نمیبرد بلکه او خودش جهنم میشود  » .

حضرت آیة الله صمدی آملی : « انسانی که قوت عقل خود را بر هفت قوای ظاهری و باطنی دیگر خود یعنی پنج حس ظاهری ( بینایی ، چشایی ، شنوایی ، بویایی ولامسه ) و دو قوه باطنی خیال و واهمه حاکم گرداند وجودش بهشتی خواهد شد که از هشت باب ، ملجأ و مأ وای دیگران خواهد بود و آنکه در روایات فرمودند بهشت دارای  هشت باب است اشاره به همین هشت قوای وجودی انسان است  و همچنان که اگر قوت عقل بر دیگر قوا حاکم نشود  انسان جهنمی خواهد شد که هفت قوای ظاهری وباطنی او به منزله هفت در جهنم خواهد بود .»

منبع: شرح رساله علم ودین ص 152و151

علت عدم تأثیر دعا

 

حضرت آیة الله صمدی آملی در این باره میفرمایند : « اگر در مفاتیح الجنان ملاحظه میکنید  که نوشته شده کسی که فلان دعا را  این چنین بخواند مثلا ً مریضیش شفا پیدا میکند ؛ و بعد ده ها بار دعا را خواندیم و هرگز مریضیمان شفا پیدا نکرد بدانیم کد ورمز اینگونه از فرمایشات أئمه  این است که انسان باید ادعیه را دارا بشود( یعنی به حقیقت آن دعا دست پیدا کند  و به معرفت شهودی برسد که در واقع از بالاترین مراتب یقین به شمار می آید ) تا به نتیجه مطلوب خود نایل گردد در غیر اینصورت به صرف دانایی و قرائت ظواهر الفاظ و کلمات دعاها، نتیجه چندانی حاصل نمیشود ». شرح رساله علم ودین  ص 41

اسم أعظم از  منظر استاد

 

حضرت علامه حسن زاده آملی در این باره می فرمایند: « أعظمیت اسماء را مرتبت دیگر نیز هست که اختصاص به تعریف دارد اسمی که در تعریف حق سبحانه اتم از دیگری باشد أعظم از آنست  این راجع به همان سرّ و حصه است که اسم أعظم اختصاص به انسان کامل می یابد ( در حدیثی پیامبر فرمودند:) « من رآنی فقد رأی الله »  پس وجود خاتم أ عظم أسماء الله است و نیز دیگر کلمات تامّه واسمای  حسنی الهی ( در حدیثی امام معصوم نقل شده است که فرمودند ): « نحن والله الاسماء الحسنی التی لایقبل الله من العباد عملا ً إلا ّ بمعرفتنا »  پس انسان کامل اسم اعظم است .

اسم أعظم خاتم  نصیب کسی نمیشود آری بدان قدر که به حضرتش تقرب جستی به اسم أعظم حق نزدیک شدی و قرآن که صورت کتبی اوست اسم أعظم است .

و در حدیثی از پیامبر اکرم از اسم أعظم سوال شد  حضرت فرمودند : « هر اسمی از اسماء الله أعظم است پس تو قلبت را از هر چه غیر اوست خالی کن ودر این حال  او را با هر اسمی از اسماء که خواستی بخوان و در حقیقت نیست برای خداوند اسم خاصّی بلکه او خداوند واحد وقهار است ». مآثر آثار ج 1 ص 53

حضرت آیة اله صمدی آملی : « تو خودت اسم أعظم الهی هستی و قدر خودت را بشناس سر سری نگیر اگرچه بر انگشتری اسم اعظم کتبی را حک میکنند و تو به انگشت میگذاری ولی باید بدانی که :

گر انگشت سلیمانی نباشد                چه خاصیت دهد نقش نگینی

خودش که اسم أعظم است را حفظ نمی کند به فکر انگشتر بدست گرفتن است ولی عمده آنست که خودش اسم أعظم گردد و توجه به ارتباط وجودیش به دریای بیکران وجود باشد و خویش را در حدود و نقایص کثرات غرق نکند و جدول وجودیش را لایروبی نماید تا به اسم أعظم جانش دست یابد.... به هر مقداری که از غیر مأیوس شد و بدان جدول و سرّش متوجه شد به همان اندازه از اتصال به حق بهره میبرد و با ناامیدی از غیر است که میتوان به إسم أعظم رسید یعنی به کانال ارتباطی و فقر نوری خویش رسید  و با آن حقیقت عالم را یافت.»  شرح دفتر دل ج2 ص51 

شفاعت از منظر استاد

حضرت استاد علّامه حسن زاده  در این باره میفرمایند: « کتابی در شفاعت دیدم خیلی قطور ، آن را مطالعه اجمالی کردم دیدم که چه چیزهای بی مبنایی نوشته است مثل اینکه پدری فرزندش را بزند و او قهر کند و عموی او دست بچه را بگیرد و نزد پدرش بیاورد که این یک بار را به من ببخش که دیگر اشتباه نمیکند پس شفاعت نوعی پارتی بازی شده است و از این گونه امور ومطالب که به نام اسلام نازنین به فکر مردم تزریق میکنند . ظواهر اینجا را اصل قرار میدهند وحقایق آن سویی را با این ظواهر می سنجند».    دروس شرح فصوص الحکم ج1 ص61 .                                                                                                                                        در جای دیگر نیز میفرمایند « آنچه از برخی از احادیث به دست میاید این است که مومن ( که از دنیا رفته است ) میتواند بر طبق اندازه علم وعمل خود اهل خود را زیارت کند برخی از آنها میتوانند هر چند روز یک بار و برخی هم کمتر یا بیشتر پس از این مطلب تو حدس بزن( میزان زیارت انسان کامل را) که همانا ارواح کملین (انسانهای کامل )مشرف هستند بر این نشأه طبیعت به صورت علی الدوام ... پس بدان که هرچه را در این دنیا زراعت کنی همان را در آنجا برداشت میکنی وهمینطور است جمیع مقامات اخروی مانند شفاعت ، که شفاعت در آن دنیا زمانی نصیب تو میشود که بذر آن را در مزرعه قلبت در این دنیا کاشته باشی  پس شفاعت را باید از این دنیا با خود ببری نه اینکه پنداری پارتی بازی است»                مآثر آثار ج 1 ص 324

حضرت آیة الله صمدی املی میفرمایند : «حدیثی داریم از جانب معصوم که در قیامت پیغمبر وارد جهنم میشود و شفاعت میکند اگر ما عمر خود را بگذاریم  برای فهم همین یک حدیث و اگر این حدیث برای ما حل شود مسأله قیامت برای ما حل میشود و شفاعت بدین معناست که انسان کامل  با شخصی که قابلیت کمال دارد با هم شفع شوند یعنی جفت شوند تا انسان کامل آن شخص را به کمال برساند». شرح رساله رتق وفتق جلسه 25و26

 

ارسطو از انبیاست

حضرت امام صادق در توحید مفضل ارسطو را نام میبرد و میستاید . و او را به بزرگی یاد نموده است که: « وی مردم زمانش را از وحدت صنع به وحدت صانع مدبر حکیم ؛ دلالت ورهبری کرده است » و ارسطو باید چقدر مبتهج ومفتخر باشد که که دهن ولی الله اعظم وی را به فضیلت و بزرگی یاد کرده است .

و در محبوب القلوب دیلمی نقل شده است که  همانا عمرو عاص از اسکندریه آمد و رسول خدا از او از آنچه دیده است سوال کرد که عمرو عاص جواب داد : «دیدم مردم را که دور هم حلقه میزنند و مردی را ذکر میکنند که نامش را  ارسطاطالیس میگفتند که لعنت خدا بر او باد( که در این حال پیامبر اکرم بر او فریاد بر آورد) که ساکت شو ای عمرو که همانا ارسطاطالیس از انبیاء است ولی مردم زمان  وی نسبت به او جاهل بودند.

روایت دیگری است که سید طاهر رضی الدین علی  بن طاوس در کتاب « فرج المهموم فی معرفة الحلال والحرام من علم النجوم » قولی را نقل کرده است در اینکه ابرخس و بطلمیوس نیز از انبیایند وهمچنین بسیاری از حکما هم از انبیاء بودند و چون دارای اسمهای یونانی بودند بر مردم امرشان مشتبه شد وچون اسمهایشان با اسامی برخی که نسبت  فساد اعتقادی بدانها داده شده  موافق بود حالشان برای مردم مشتبه شد و گمان کردند که صاحبان این اسامی همه شان در اعتقاد فاسد ؛ اجتماع دارند .

مآثر آثار موثر ۱۷۰ ص ۲۴۴

محیی الدین از منظر استاد

 

نمونه ای از مکاشفات محیی الدین

حضرت استاد میفرمایند: « محیی الدین در فتوحات دارد که یکبار در عالم تمثل مردی  برایم متمثل شد که فقط  حرف او را میشنیدم گفت: ما تکلیف را از شما برداشتیم  و من فهمیدم که این ندا رحمانی نیست چرا که تکلیف را برداشتن القای شیطانی است و لذا جواب داد که برو ای ملعون من بنده هستم و تکلیف ومسئولیت بر دوش دارم »     کتاب در محضر استاد  ص50

حضرت استاد میفرمایند: « همانگونه که جناب رسول الله در لیلة القدر خودش ؛ قرآن را به نحو انزال اخذ نمود و برای مردم در طول بیست وسه سال تبیین کرد شیخ اکبر عارف عربی نیز کتاب فصوص الحکم را در لیله قدرش به نحو نزول دفعی از جناب رسول اللعه اخذ نمود و در بیست وهفت فص آنرا ذکرکرده است . و کتاب فتوحات وفصوص الحکم تفسیر انفسی قرآن کریمند ؛ فتدبر »  مآثر آثار ج2 ص 219

شواهد شیعه بودن محیی الدین

حضرت استاد میفرمایند: « جناب شیخ تصریحا ً گوید که خاتم ولایت مطلقه مربوط به مقام منیع ورفیع حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه و سلام الله علیه است و دراین امر مهم اعتقادی شیعی جناب شیخ اکبر در مقابل عامه خیلی پافشاری دارد و همان اعتقادی را که اهل تشیع در مورد حضرت مهدی دارند را اعمال میکند ... و در باب 366 فتوحات راجع به حضرت بقیة الله سخن گفته است  و در چند جای فتوحات هم میگوید که به حضور انور آن جناب ( یعنی حضرت امام مهدی علیه اسلام ) تشرف حاصل کردم و از امحضر نورانی او سئوالهایی کرده ام...و در کتاب الدر المکنوون و السر المکتوم که بزررگترین کتابش در علم حروف است  نیز میگوید ک بعد از حضرت رسول کسی که وارث او در همه جهات به نحو کمال بود حضرت امیر المونین امام علی علیه السلام است و بعد از او حضرت امام حسن ؛ و بعد از او حضرت امام حسین و تا یک یک را میشمارد تا به حضرت بقیة الله میرسد.

دروس شرح فصوص الحکم ج1 ص 34

سخن بزرگان در مورد محیی الدین از زبان استاد

حضرت علامه در این باره می فرمایند: « جناب استاد علامه طباطبایی میفرمود که شیخ اکبر حقایق ومعارف را در فصوص الحکم مشت مشت آورده است و در فتوحات دامن دامن . .. جناب سید اجل آیة الحق حاج میرزا علی  آقای قاضی  در مورد شیخ اکبر معتقد است که برای شیخ اکبر در بین آحاد رعیت عدیلی پیدا نمیشود یعنی بعد از معصوم وی را عدیل(مثل ؛ همانند؛ همطراز ) نیست ...  شیخ بهایی در اواخر جلد سوم از کشکول خود در مورد محی الدین میگوید :العارف الواصل الصمدانی الشیخ محیی الدین بن عربی. وجناب صدر المتألهین در فصل 28 از مرحله ششم اسفار شیخ اکبر را بدین صورت وصف نمود : الشیخ الصمدانی الربانی محیی الدین العربی الحاتمی .»

مآثر آثار ج2 ص210

تحریف کتابهای محیی الدین

حضرت استاد معتقدند که معاندین تحریفاتی را در فصوص الحکم وفتوحات مکیه انجام داده اند و دلایل ومستنداتی را ذکر میکنند که در موثر 163 در کتاب مآثر آثار ص 222 ودر کتاب دروس شرح فصوص الحکم ص 36 موجود است .

رجعت أئمّه از منظر استاد

« موضوع رجعت امری مسلم ومحقق است ، و به این معنی است که ( ائمه علیهم السلام )از نشأه برزخی ( عالم برزخ) به عالم شهادت  ( عالم ماده وطبیعت)  در زمان ظهور(1) حضرت  مهدی  عج الله تعالی فرجه  ظاهر میشوند .  و بدان که مسأله رجعت با مسأله شفاعت وبسیاری از مسائل دیگر رابطه ای نزدیک دارد».(2)

و همچنین حضرت آقا در نتیجه پنجم  رساله رتق وفتق میفرمایند: « اینکه اعتقاد به رجعت که در جوامع روایی امامیه و کتب کلامی آنان آمده است ناظر به همین انطباق و انفتاح دو عظیمه یاد شده است ( منظور رتق وفتق معدل النهار ومنطقة البروج  و دحو الارض یعنی آب گرفتگی کل زمین است ) . بدین معنی که انسان  در هر دوره ( فاصله بین دحو الارض تا آب گرفتگی کل زمین  را یک دوره گویند که ممکن است چند صد ملیون سال طول بکشد)  پس از دحو الارض به تولد وپس از تولد به توالد که به وجود می آید  نیاز به انسان کامل و دستور العمل انسان ساز دارد و در میان آنان انسانهای کاملی که سفرای الهی هستند برای ارشاد آدمیان مبعوث میشوند  وبه اختلاف تکون أمزجه آنان درجات امامت و رسالت ونبوت آنان متفاوت خواهد بود (یعنی در جات امامان وپیامبران  این دوره با امامان وپیامبران  دوره قبل یا بعد متفاوت میباشد) و این سفرای الهی به همان روحانیت سفرای پیشین اند.فافهم!.»

مآثر آثار ج 1 ص322 / رساله رتق وفتق نتیجه پنجم / نکته 288 از کتاب هزار ویک نکته

(1) حضرت  آیة الله صمدی آملی: « حضرت بقیة الله که با بدن عنصری هستند دائما ً در مرتبه شهادت وظاهرند  و الآن دم به دم عالم ظهور حضرت بقیة الله هست.» شرح رساله رتق وفتق جلسه 18

(2)حضرت  آیة الله صمدی آملی در این مورد می فرمایند « اصل رجعت امر مسلمی است .  همانطور که انسانها در این نشأه از انسان کامل در آن نشأه استمداد می کنند همانقدر هم انسانهای آنطرف از انسان کامل این نشأه استمداد می کنند و در واقع رجعت دو طرفه است و رجعت بدین معنا دم به دم برای انسان کامل هست ... چرا ما منتظر هستیم که امام زمان یک روزی در مکه در فلان موقع ظهور کنند و بعد از ایشان ائمه رجعت کنند همین حالا با بدن مثالی رجعت میکنند و می بینیم واین شریفتر است .... »

 شرح رساله رتق وفتق جلسه ۱۸

چگونگی فهم تفسیر انفسی قرآن

بدان که نمط های چهارگانه اشارات و تنبیهات(اثر ابن سینا) یعنی نمط سوم وهشتم ونهم ودهم که در بهجت وسرور ودر مقامات نفس عارف وصدور آیات شگفت از نفس باید مورد اعتنا و اهتمام فراوان قرار گیردو در شمار کتب کریمه ای که در معرفت نفستدوین شده محسوب شود.

قسم به جان خودم آن کس که فهم مطالب تمهید القواعدو شرح قیصری بر فصوص الحکم وفتوحات مکیه (اثر محی الدین ابن عربی) ومصباح الانس و اشارات وتنبیهات  وشفاء (اثر ابن سینا ) واسفار (اثر ملا صدرا )  روزی اش نشده فهم تفسیر انفسی آیات  قرانی وجوامع روایی روزی اش نشده است.

فرازی از فرمایشات استاد علامه حسن زاده املی

موسیقی از منظر استاد

آیة الله صمدی آملی شاگرد بزرگ حضرت استاد که در واقع سخن او سخن استاد میباشد  در شرح رساله علم ودین  در مورد موسیقی میفرمایند:

« اگر ما به حقیقت نغمه وموسیقی راه پیدا کنیم  خواهیم دید که در میان  شعب علم ریاضی هیچ علمی شیرینتر و زیباتر از علم موسیقی نمی باشد منتهی چون تطوّر لفظ حاصل شد و لفظ موسیقی در زمان ما به بعضی از آوازهای کذایی اطلاق گشت  باعث شد که موسیقی از جایگاه رفیعش سقوط کرده و این علم از موضع اصلیش رخت بر بنددو...»

شرح رساله علم ودین ص ۱۶

زمان قیامت!

 حضرت استاد علامه حسن زاده آملی  در تفسیر آفاقی و انفسی خود بر آیه أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما [21 انبیاء/ 30]   که در رساله ای به نام رساله رتق و فتق حضرت استاد موجود است مطالبی بسیار عجیب مطرح میکنند که مطلب ذیل  یکی از آن موارد میباشد که از جلسه چهارم شرح رساله رتق و فتق (شارح آیة الله صمدی آملی) نوشته شده است.

  « بعداز 186000 سال  آب تمام کره زمین را فرا میگیرد و دوره این آدمیان به سر می آید و اینکه چند سال طول میکشد تا زمین دوباره از زیر آب در آید معلوم نیست  چند هزار سال ویا چند ملیون سال طول میکشد مشخص نیست... و به گفته  حضرت آقا(حسن زاده آملی ) این قیامتی که مردم منتظر آن هستند به یک معنی همین است...»

برای تحقیق بیشتر رجوع کنید به رساله رتق و فتق حضرت استاد وجلسه چهارم از  40جلسه شرح رساله رتق وفتق صمدی آملی

الهی نامه

الهی وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم

الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از جن وانس شرمنده ام حتی از روی شیطان شرمنده ام که همه در کار خود استوارند واین سست عهد ناپایدار

الهی آزمودم تا شکم دایر است دل بایر است

الهی همه گویند خدا کو حسن گوید جز خدا کو

الهی همه از تو دوا خواهند وحسن از تو درد

الهی آن خواهم که هیچ نخواهم

الهی همه گویند بده حسن گوید بگیر

الهی از نماز وروزه ام توبه کردم به حق اهل نماز و روزه ات توبه این نا اهل را بپذیر

 

غزلی از استاد

 

چون پدر ای پور آدم مظهر اسماستی               مظهر اسماستی وشاهد یکتاستی

روی در بالاستی وبرتر ووالاستی                      برتر و والاستی وبر همه مولاستی

علّم الاسماء نه از بهر پدر آمد فقط                    ای برادر هم برای جمله انباستی

کیست آدم زاده تا تعلیم اسمایش نشد             نیست آدم زاده آن کوزآدم وحواستی

آن که شد بار دوم زائیده آدم زاده است               این سخن خوش یادگار حضرت عیساستی

آدمی زاده جو در بار دوم زائیده شد                    محرم اسرار حق از ذره تا بیضاستی

ازخودی خودبدرآ تا که گردی بی حجاب                هرچه خواهی آن زمان در نزد تو پیداستی

آزمودم این سخن را بارها در ذات خود                  تا بدانی نیست گفتار من الاّ راستی

کیست نجم آملی سرمست جام دست دوست     زین سبب پیوسته اندر شورش وغوغاستی

آداب نکاح (عمل  زناشویی)


 از آنجمله فرموده اند مرد وزن در حین مواقعه رو به قبله یا پشت به قبله نباشد حکمتش نیز آن است که توجه به هر جهتی را خاصیتی است چنانچه فرموده اند توجه به جانب قطب جنوب وستاره ی سهیل به جهت سهولت ولادت بسیار موثر است و به تجربه معلوم شده که اکثر حیوانات عند التولید(هنگام بچه به دنیا آوردن)به آن جانب متوجه می شوند .از این نکته ی علیا به سر در توجه به کعبه در هنگام صلوه (نماز)برس که توجه مذکور توجه نفس به عالم قدس می گردد فافهم! 

کسی انگشتری با او باشد که نام خدا نقش کرده باشد جماع نکند 


هر کسی که اراده ی وارد شدن به حمام کرد تا نوره( پودر موبر) بمالد سزاوار است که قبل از آن تا 12 ساعت یعنی یک روز تمام از جماع کردن پرهیز نماید

 

ادامه نوشته

بد ترین زمان تشکیل نطفه

آداب انعقاد نطفه(تطهیر قوه مولده)برگرفته از کتاب شرح مراتب طهارت حسن زاده آملی جلد 2شارح استاد صمدی آملی

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به علی بن ابیطالب علیه السلام چنین سفارش کرد وفرمود:

 اول ومیانه وآخرماه مجامعت مکن که دیوانگی وخوره وگیجی به سوی فرزند شتابند

 بعد از ظهر جماع مکن

در شب عید فطر جماع مکن

در شب عید اضحی (قربان)جماع مکن

 

ادامه نوشته

بهترین زمان تشکیل نطفه

آداب انعقاد نطفه(تطهیر قوه مولده)برگرفته از کتاب شرح مراتب طهارت حسن زاده آملی جلد 2شارح استاد صمدی آملی

در حدیثی پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرموده اند:

یا علی شب دوشنبه ملازم جماع باش که اگر فرزندی آید حافظ قرآن وراضی به قسمت خدا باشد .

اگر شب سه شنبه جماع کنی وفرزندی آید پس از شهادت به شهادتین شهادت روزی وی گردد وخداوند با مشرکان او کیفر نکند وبوی دهانش خوش باشد ورحم دل وبا سخاوت وپاک زبان از غیبت ودروغ وبتهان است

اگر شب پنج شنبه جماع کنی وفرزندی آید حاکمی از حکام گردد یا عالمی از علماء .

در روز پنج شنبه ظهر هنگامی که آفتاب در وسط آسمان است اگر جماع شود فرزند به دنیا آید تا پیر شود شیطان به او نزدیک نگردد وبا فهم باشد ودر دین ودنیا سلامت روزیش گردد.

اگردر شب جمعه با زنت جماع کنی وفرزندی آید سخنور وگویا وزبان آور شود
اگر در روز جمعه پس از عصر باشد وفرزندی آید معروف ومشهور ودانشمند گردد.

اگر شب جمعه بعد از عشاء باشد امید فرزندی می رود که از ابدال باشد ان شاءالله.

ای علی !سفارش مرا نگاهدار چنانچه من از جبرئیل نگاه داشتم"

بیان مراتب و مقامات علامه حسن زاده آملی از زبان شاگرد برتر او آیةالله صمدی آملی

     

اگربخواهیم در عصر حاضر تمامی کمالات و مقامات علمی ومعنوی اساطین علوم وفنون مختلف را مع الاضافه در وجود مبارکی به عیان نشسته و با ملاحظه آثارش ؛ نشانه های بارزی در دلالت امارت بی   شراکت مجربات و مجاهدات ومکاشفات دانشمندان اسلامی به صورت یکجا در یافت نماییم ، بی مداهنه وبی مبالغه آن وجود نازنین شیخ عارف کامل مکمل حضرت ابوالفضایل استاد علامه حسن زاده املی روحی فداه خواهد بود.

  آری همو که محیی عظم رمیم است و مفتاح فتاح علیم ،محبوب امر حکیم است و واله قران  کریم،ساری در صراط مستقیم است وصاحب عرش عظیم ،در مان درد سقیم است ودر ّ یتیم ،ادم ایمن ازدیو رجیم است ومظهر حدیث وقدیم ،اصحاب کهف و رقیم است وصاحب گنج عظیم ،فارغ از امید وبیم است ومتجلی به صر صر ونسیم،قطره ای از دریای وجود است ولمحه ای از شمس وجود ،نکته ای از غیب وشهود است وشمه ای از فیض نمود،چه گویم در وصف صفای صورتش که حسن صورت است وحسن سیرت است وحسن سریرت ، آنچنان در فریدی است که براعت استهلال تولد حضرتش ،تجلی اسم   اعظم طیهاردر واله مکرمه اش و طهارت از ارجاس حین الولاده بوده ،که خود منبئ از آنسویی بودن علم ایشان ومکتفی بودن نفس قدسیه اش میباشد. چه اینکه در روایت از امام ملک وملکوت باقر ال محمد صلوات الله وسلامه علیه سوال شد < ما علامةالامام الذی بعد الامام > حضرت در جواب فرمودند: طهارة الولادة وحسن المنشأ

شرح رساله رابطه علم و دین ص ۴۳۷